دعوای شرکت و ترک کار (1) - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

گفته بودم که من سال ۱۳۸۴ وارد این شرکت شدم

 

در حالیکه فقط ۹ ماه بود که شروع به کار کرده بود و من با سمت منشی شروع به کار کردم

جو خیلی خوبی داشت همه با هم دوست محیط شاد راحت

و روابط کاری به رفت و آمد خانوادگی هم کشیده شده بود

خوب حقوقش پایین بود بیمه هم نبودم ساعت کاریشم ۹ ساعت بود

اما همینکه آرامش داشتم واسه ام کافی بود

اما خوب شرکت هیچ کاریش رو فرم نبود و من کا رو انداختم رو روال

چاپ کارت و سربرگ دفتر اندیکاتور پوشه بندی دکوراسیون و ....

دیگه همه کاره شرکت بودم و همه ازم تعریف میکردین گاهی اوقات تا دیروقت اونجا بودم

خصوصا اینکه دوتا شریکا که یکیشون سمت مدیر عامل داشت اکثرا مسافرت بودن

کار من زیاد شد و یه منشی آوردیم و من شدم مدیر فروش و مدیر داخلی

تا اینکه رفتم تهران و موندگار شدم و خوب بدون هیچ پاداش و سنوات و ...

روابط تو این ۴ سال کمابیش تلفنی ادامه داشت تا برگشتم اصفهان

یه روز رفتم سرزدم دیدم نه منشی دارن نه مدیر فروش و همه چی ریخته به هم

ادامه دارد...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody