سورپرایز مصطفی ( قسمت سوم ) - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

مصطفی در رو باز کرد و ما هم بمب کاغذ رنگیو رو بالای سرش ترکوندیم

هنوز کاغذ رنگیا تو درخت کاج جلوی خونه مونده

همه شروع کردیم به جیغ کشیدن و از اونطرف هم صدای آهنگ تولدت مبارک بلند شد

 

جسی زودتر از من رفت به استقبال مصطفی

مصطفی هنوز تو شک بود بعدش میگفت فکر کردم اینا دوستاتن با شوهراشون

خلاصه مهمونی شروع شد که یهو یادمون افتاد نون باگت نخریدیم

ممد طفلک مجبور شد این همه راه بره نون بخره بیاد

 

جاتون خالی به سلامتیه همه تون زدیم و همه شروع کردن به داد زدن که شامو بیار

خوب من که انقدر کار سرم ریخته بود نمیدونستم چیکار کنم شام هم آماده آماده نبود

منم میز رو چیدم و گوجه ها و خیار شورا رو که آماده نبود ریختم تویه کاسه بزرگ

گفتم دندتون نرم خودتون آماده اش کنید دوستامم که از من ریلکس تر

انقدر خرابکاری کردن که دلشون رو از خنده گرفته بودند و هر کدوم از یه طرف ولو شده بودن

 

خلاصه اولین سورپرایز مصی تولدش بود

دومیش کادوش بود یه قناری اوچولوی پرتقالی دارچینی رنگ

و سومیش یه شعر بود که واسه اش ضبط کرده بودم و جلوی همه واسه اش گذاشتم  

حالا اینکه یکی بم میگفت مریم حیدرزاده یکی میگفت حافظ خدا بیامرز و ... بماند

خلاصه تا ۴ صبح مهمونی ادامه داشت و مصطفی انقدر از من تشکر کرد که خجالتم داد

 

البته ١۵ خرداد هم یه میز شاعرانه توی حیاط زیر درخت شاتوت چیدم

و بازم مصطفی که از در رسید با آهنگ تولد و یه بزم ساده دونفره مواجه شد

و گفت این دوتا تولد بهترین تولدای عمرم بوده جبران میکنم

تو قسمت بعدی شعر مصطفی رو واسه تون مینویسم و چند تا عکس از مهمونی

بدرود

نوشته شده در دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody