سورپرایز تولد مصطفی ( قسمت اول ) - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

اوایل خرداد بود که تصمیم گرفتم مصطفی رو سورپرایز کنم و واسه اش یه تولد بگیرم

تولدش 15 خرداده و من همه رو واسه 6 خرداد دعوت کردم

اما خوب اکثرا پسر بودن منم با خواهرشون یا دوست دخترشون دعوت کردم

به مصطفی گفتم که 5شنبه من و مریم دوستای خیلی مومن دبیرستانمونو دعوت کردیم و تو اصلا نباید بیای

شبا تا صبح خوابم نمیبرد از هیجان اون روز

با ممد دوستم رفتیم کیک و گل رو سفارش دادیم و چیزای لازم رو خریدیم

میخواستم قسطی واسه کادوش یه ساتیا سونی اریکسون بخرم که جور نشد

ممد پسر خاله ام گفت اکو و کرایه صندلی و پرژکتور و خرید خورده ریزه با من

دختر خاله ام هم گفت الویه با من . مرمری هم گفت بندری با من

حمید داداشم هم قرار شد زنگ بزنه به مصی بگه 5 شنبه یه مشتری مهم میفرسه و باید کلی شیک و پیک باشه

خلاصه که همسایه ها داری کنین تا من شوهر داری کنم

شب قبل از مهمونی تمیز کاری هام رو انجام دادم و حیاط رو شستم

ممد اومد اینجا که واسه فردا با هم هماهنگ شیم باید میدیدین چه قایم موشک بازی در میاوردیم

مصطفی میومد تو حیاط ما به یه بهونه میرفتیم تو میومد تو خونه ما به یه بهونه میرفتیم بیرون

همگی نشسته بودیم تو حیاط اون داشت علفای باغچه رو میکند ما هم با اشاره حرف میزدیم

یه لحظه دیدیم داره زیر چشمی نگاه میکنه دیگه من و ممد مرده بودیم از خنده . ممد سر این قضیه میگفت :

بذار مهمونی تموم بشه میگم مرتیکه تو چه فکری پیش خودت کردی راجع به ما

هنوز مونده بودم که کادوشو چیکار کنم که حرف سر پرنده شد منم رو هوا قاپیدم گفتم:

چی دوست داری گفت قناری که خوب اینم دست ممد رو میبوسید

خلاصه 5 شنبه شد مصطفی میوه و یه سری خوراکی رو خرید

و پدر عزیزم زنگ زدن که یه کانتینر 20 فوت تلفن و گرامافون ساعت 4 میرسه در انبار

من دیگه تیرم میزدی خونم در نمیومد

مصطفی هم نامردی نکرد و تا ساعت 4 تو خونه خوابید

ما هم یه سری کارا رو کردیم اما خوب خیلیش مستلزم این بود که مصطفی خونه نباشه

حالا مهمونا کی قراره بیان ؟ ساعت 8

تا اون موقع باید صندلیا و میوه ها رو میچیدیم ممد اکو و پرژکتورو وصل میکرد حالا آماده شدن خودم به کنار

فکر رسیدن بار و ژولیده شدن و خستگی مصطفی هم اعصابم رو خورد کرده بود

ادامه دارد...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody