تقدیم به تو که از جنس ابر بهاری - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

و تو مانند حس همین سیگار امروزم هستی
زیاد کشیده ام و حالا حسی سردر گم میان عطش و سیرابی
می خواهم تمام شود و صدای جزجزش درون قطره های آب آرامشم بخشد
اما همین که تمامش میکنم دلم برای دود کردن دوباره اش تنگ میشود
و مـــــــــن آرام به دفعات نابودش میکنم
و او با نابودیش به دفعات آرامــــم میکند

از او میترسم نمیدانم ترکش میکنم یا او مرا ترک میکند
عاشقش نیستم اما سخت به او عادت کرده ام

عادتی که ترکش مرض است و خودش نیز

نوشته شده در دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody