اولين روزای نامزدی - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

۱۳ خرداد تولد حمید بود

۱۴ خرداد بله برون ما

۱۵ خرداد تولد مصطفی

جالبه بدونین اولین روزای نامزدی برنامه مون چی بود

۸صبح برپا صبحانه پیش به سوی انبار بابا

آخه مصطفی نمایندگی فروشگاه بابا رو داره تو شیراز و بار بابا تازه رسیده بود

خلاصه تا ساعت ۲ تو انبار واسه تفکیک جنسا

۲ خونه ناهار دوش ۴ انبار

۹ خونه دوش بیرون تا ۱ نصفه شب

۱ خونه بیدار تا ۵ صبح

۵ خواب تا ۸ صبح و نقطه سر خط

شب آخر تا صبح نخوابیدیم ۵ رفتیم کله پاچه خریدیم

قرار بود شب من بیام تهران و اون بره شیراز

اما نمیدونم چی شد که مصطفی هم با من و سارا اومد تهران

و فرداش ساعت ۸ شب رفت شیراز

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody