برو ولی زود برگرد - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

گفتی که میروی..

من گریه کردم و گفتم به خدا میسپارمت

گفتی: بروم؟

 دیدم که در نگاه تو تردید موج میزد...

آرام گفتم برو....

وقتی که خواستی بروی گفتم : برو ولی زود برگرد ...

گفتی چرا؟

 گفتم تو میروی که دوباره برگردی اما زودتر بیا که چشمم به در است ...

برگشتی و گفتی من هیچ وقت نمیروم ...

من میدانستم که میروی

چشمان تو را بوسیدم

o0o0o0o0o0o0o0o0o00o0o0o0o0o0

دوستان گلم اینترنتم مشکل داره اگر نتونستم بهتون سر بزنم ازتون عذرخواهی میکنم پایدار باشید و برقرار

نوشته شده در دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody