تعطیلات در شیراز - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

٢ ٣ روز اصفهان بودیم

که همه اش دنبال چک و گردگیری مجدد خونه و کارای دیگه

یکشنبه شب با مریم و متین بازم ٢ ماشینه حرکت کردیم به سمت شیراز

صبح رسیدیم خونه لادن و سعید و شب دعوت داشتیم تولد پسر خاله مصطفی

اما چون مامانش اینام بودن من میخواستم با بچه ها برم بیرون

مامانش گفت مریضه و ما هم از خدا خواسته رفتیم تولد و حسابی رقصیدیم

بچه ها حسابی با لادن جور شدن و همه مون تو کف امیر علی بودیم

پسر دوم لادن که ١۶ ماهشه الهی قربونش برم خیلی خواستنیه

فرداش مصی رفت خونه مامانش و ما هم رفتیم باغ ارم و رستوران صوفی

لادن همه اش میگفت گم میکنینا وقتی برگشتیم گفتیم کجاها رفتیم

شاخ درآورده بود گفتم مثل اینکه مارو دست کم گرفتینا

فردا شبش هم رفتیم حافظیه جای همه تون خالی ٣ ساعت اونجا بودیم

خیلی عجیبه با اون همه شلوغی چه آرامشی داره

بوی بهار نارنجم که همه مونو مست کرده بود

۵شنبه هم ١ ظهر اومدیم به سمت تخت جمشید و بعدهم پاسارگاد

جالبه هر سال ستوناش کمتر از سال قبل میشه

همیشه از کوروش کبیر یه تقاضایی دارم

و امسال ازش سربلندیه ایران و ملت ایران رو خواستم که پیش خدا سفارش کنه

یواش یواش اومدیم و خلاصه ساعت ١٢ رسیدیم خونه خودمون

پریسا و علی و مهرزاد ١١هم مامان و بابا ١٢هم و حمید و فرزانه تازه رسیده بودند

خلاصه همه دور هم جمع بودیم و سوغاتی های مامان اینارو گرفتیم

بعد هم با حمید و فرزانه و پریسا و علی تا ٧ صبح سیزده بیدار بودیم

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody