مراسم عقد 2 خطبه عقد - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

دم تشریفات تک آقای عظمی گرم عجب مراسمی ترتیب داده بود

تمام راهرو مشعل و گل و فشفشه های رنگیه بلند

وارد که شدیم مهرزاد بچه خواهرم اومد دم ماشین

شکایت یکی از همبازی هاشو میکرد

پیاده شدیم و چند تا دختر با لباسای محلی با یه سبد گل جلوی پامون گل می ریختن

ارکستر سنتی هم با تنبک و ویلن جلو پامون ای یار مبارک میزد

روسر همدیگه اسفند گرفتیم و دود کردیم و رفتیم تو

یه بغض عجیبی تو گلوم بود با یه حس نو که پر از شرم و شادی و دلتنگی بود

حس دلتنگی واسه بچگی و خونه پدری و احساس آزادی و بیی قیدی تجرد

و یه حس شادی واسه یه زندگی نو یه عشق پاک یه تعهدو دلبستگی

سرتونو درد نیارم نشستیم و عاقد که شکل عمو جغد شاخدار بود خطبه رو خوند

منم سوره یوسف رو خوندم و هی به مصطفی میگفتم اگه بگم نه چیکار میکنی

دختر خالمم مرتب تذکر میداد که صاف بشین نخند سنگین باش

اما خوب دل تو دلم نبود هنوز بغضه رو داشتم

این بله به این معنی نیست که فقط ما ازدواج کردیم

عاقد نمیپرسه آیا حاضرید به عقد دائم این آقا در بیایید

میپرسید:

دوشیزه محترمه سرکار خانم سالومه آذر فرزند محمد رضا

با مهریه 1360 سکه طلا

 که ممکنه 1360 بار در زندگی شما رو از تصمیم عجولانه طلاق منع کنه

و روی دیگه ی سکه زندگیتونو نشون بده

و40 مثقال طلای ساخته شده

که ممکنه 40000 بار از عیار خالص عشق شما

با مزد ساخت صبر رو به لحظات طلایی زندگیتون تبدیل کنه

آیا وکیلم که شما عشق کاملتونو به شوهرتون میدین و ازش عشق میگیرین ؟

عروس داره به خدا توکل میکنه ؟

عشق رو به عنوان یه موهبت الهی می پذیرید؟

عروس رفته گل عشق بکاره

صبر پیشه میکنید و به تعهدتون وفادار میمونید؟

عروس داره دلشو صاف مینه

مسئولیت راه سخت زندگی  رو به عهده میگیرید؟

تو غم و شادی هم شریک می شین؟

عروس داره دعا میکنه

رفیق و یار و همسفر و همراه هم میشین

عروس قلبش داره کنده میشه

آیا وکیلم شما رو به عقد دائم مصطفی رهی درآورم؟وکیلم؟

عروس با یه دنیا امید به چشمای داماد نگاه میکنه و ازش عشق و اطمینان میگیره

بعلــــــــــه

هیلی لی لی لی لی لی

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ دی ۱۳۸۸ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody