حرفهای خدا با من - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

حرفهای خدا با من

 

فقط ۱۰ روز به روز عروسیمون مونده بود و من و مصطفی خیلی نگران بودیم

چک مصطفی وصول نشده بود و یه ذره پول نداشتیم

هنوز هیچی سفارش نداده بودیم فقط مهمون دعوت کرده بودیم

نه غذا نه شیرینی نه صندلی نه گل نه موزیک هیچی درست ۲۲ مهر ۸۷ بود

تازه داشت خوابم میبرد که کلمه ها به مغزم هجوم آوردن

تنها تونستم موبایلم رو بردارم و تند تند یادداشت کنم

مطمئنم که خودم نبودم یه صدای دیگه بود و من مینوشتم صدا میگفت:

به ایزد چو انداختی کار خویش

رها کن تو اندوه از احوال خویش

تو تشویش از حال خود دور کن

توکل بر افکار خود زور کن

که ما آگه از حال این بنده ایم

به روزش از الطاف آکنده ایم

در رحمت خود بر او وا کنیم

ز روزی و انعام غوغا کنیم

تو لب تر کنی ابر باران شود

به ناز کلام مشکل آسان شود

نخواهم زتو جز که شیدا شوی

میان خدایان تو پیدا شوی

به رندی و صافی فقط ساز کن

به امید من زندگی آغاز کن

تو ای بنده ام از چه رو در همی؟

نیابی بر این زخم خود مرحمی؟

منم من خدایت تو را خوانده ام

ز اطراف تو غصه ها رانده ام

ندیدی که تو در دلم جا شدی؟

که دعوت بر این سفره ما شدی؟

من اینجام دست در دست تو

کنم راه هموار بر هست تو

تو کز ناسپاسان من نیستی

بگو راحت از سایه کیستی؟

نگفتم به تو زندگی میدهم؟

به دور از غم و آه و شرمندگی میدهم؟

نگفتم فقط یکدل و پاک شو؟

به روی زمین ذره ای خاک شو؟

که این خاک من ذره اش گوهر است

و چون جان گرفت بهر من نوبر است

به روی زمین نطفه اش کاشتم

نیازش به خود بیکران داشتم

که چون سر دهد او بانگ نیاز

برآرم از او حاجتش همچو راز

همی چشم بر هم زنی بشنوم

همه قفلهای درت بشکنم

چه میمون و فرخنده دارم من این وصل تو

به شیرینی شهد باشد این فصل تو

مشو نا امید از کرمهای من

بیآغاز با نام بی نام من

در حالیکه اشک میریختم واسه مصطفی میخوندم

از فرداش به شکل عجیبی همه چیز جور شد

۳۰۰ تومان رستوران -۲۰۰ آرایشگاه-۸۰ گل و ماشین

به اسمش قسم عین حقیقت رو میگم و میدونم صاحب این کلمات هیچکس جز خودش نیست

هنوزم وقتی این شعر رو میخونم اشکام سرازیر میشه

و هربار مطمئن تر میشم که این شعر من نیست شعر خداست

پس به حرمت اسمش نقدش نکنید و حتی برای خودتون هم کپی اش نکنید

قربون نام بی نامش برم که همیشه با منه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody