بعد از نامزدی تا قبل از عقد - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

سلام به همه

دیدین چه زود اومدم

خوب در برابر ٢ سال ٢ ماه خیلی زوده دیگه

خوب بذارین بگم براتون

بعد از نامزدی منو مصی دوتا عاشق دلباخته بودیم که از هم جدا بودیم

وای که چقدر پول تلفن دادیم

به بهانه های مختلف با حمید رفتیم شیراز

یه سفر با فامیلای مصی و حمید رفتیم شمال که خیلی حال داد

دعوا هم که تعطیل . قرار بود بعد از یکسال عقد کنیم که تبدیل شد به ۵ ماه

مصطفی مرتب میومد پیشم تا آخر شهریور که اومد واسه خرید

طلا رو که قبلا خریده بودیم لباس عروس و لوازم آرایش و کفش منو خریدیم 

بقیه باب میلمون نبود و مصی رفت شیراز

و بد بختی من شروع شد

جونم براتون بگه که آیینه شمعدون-تورو فنر لباس-لباس شب-سفارش کارت و ...

به تنهایی توی تهران شلوغ انجام دادم

یک هفته قبل از عقد اومدم اصفهان

کارتها رو اژانس گرفتم بردم پخش کردم سفارش گل سفره عقد تشریفات و ...

راستی محضر هم رفتم پیدا کردم البته اینجا رو با نسیبه دختر خاله ام رفتمچشمک

انجام دادم و منتظر آقای داماد شدم اومدن بابا مامان هم اومدن

2 شب قبل از عقد هم تا 10 شب تو خاقانی دنبال نخ نامرئی میگشتم

که لباس عروسم رو درست کنم

کت وشلوار مصی هم خریدیم و رفتیم قراردادها رو ok کردیم

و آقا مصطفی رو نشوندم سر سفره عقد

این بازه زمانی بهترین و شیرین ترین دورانی بود که با هم داشتیم

بهتون توصیه میکنم تا میتونید دوران نامزدی رو طولش بدین

اصلا اگه شد همه اش نامزد باشین

منتظر شنیدن داستان جذاب مراسم شب خونچه و عقد باشیدبامن حرف نزن

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody