من از پشت کوه اومدم - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

سلام دوستای خوبم

من ٢ ساه که پشت کوهم و نیومدم توی نت

وقتی هم که اومدم وبلاگم رو پیدا نمی کردم

اخرین مطلب رو که خوندم خندم گرفت

اخه وضع خیلی فرق کرده

من ٢ی آبان ٨۶ عقد کردم

حمید داداشم نامزدیش رو به هم زد

٣ی آبان ٨٧ عروسی کردم

و حمید ١ ماهه که عقد کرده

اما من باز هم تو عقدش نتونستم خوب برقصم

آخه از پله ها خورده بودم زمین

من بچه دار شدم

یه دختر ۵ ساله دارم اسمش جسیه

یه سگ ناز و مهربون از جنس تریر

اوضاع بر وفق مراده

مصطفی خیلی گله و خیلی دوسش دارم

بقیه حرفا باشه برای بعد

دلم تنگ شده بود بازم میام

خیلی زود

نوشته شده در یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٤:۳۱ ‎ق.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody