دعوای شرکت و ترک کار(6) - برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

رفتم شرکت با صورتی خندون

 

اول رفتم پیش آقای ه یه کم بگو بخند کردیم دیدم خبری نشد

زنگ زد که بگین خانم آذر بیاد اینجا

رفتم تو و گفتم سلام آقای بد اخلاق از سر جاش بلند نشد

گفت شما فکر کردین اینجا خونه خاله است که هر وقت خواستین برین

اینجا شرکت منه و من قانون میذارم حالا گیرم یه داد هم زدم

دیدم نه انگار میخواد عقده هاش رو خالی کنه

گفتم هر چیزی قانونی داره من اگر دیر میام یا کم کاری میکنم

یا از حقوقم کم میکنید یا صدام میکنید تو اتاق و تذکر میدین

وقتی شما منو به همکاری دعوت میکنین شرکت منم هست

و تحت هیچ شرایطی حق ندارین داد بزنین و من این اجازه رو به شما نمیدم

چشاش گرد شد از خانم آذری که همیشه لبخند میزد و احترام میذاشت انتظار نداشت

گفت قانون من اینه و به کسی اجازه نمیدم نظم رو به هم بریزه

گفتم شما اگه میخواین نظم شرکت رو حفظ کنین باید از خودتون شروع کنین

گفت شما تو مقامی نیستین که به من چیز یاد بدین

گفتم مقام به پشت میز ریاست نشستن نیست مقام به شخصیته

و کسی که اینو نداره باید یکی بهش یادآوری کنه . سرخ شده بود

داد زد و گفت اگه میخوای بگم معذرت میخوام باشه معذرت میخوام

حالا هم پاشو از شرکت من بیرون کی گفت بیای اینجا

منم صدامو بردم بالا و گفتم صداتون بیارین پایین سر من داد نزنین

داداتونو ببرین خونه تون واسه زنتون یا ببرین سر مزرعه

من از شما بهتر بلدم داد بزنم ولی حرمت دوستیمونو نگه داشتم

که متاسفانه شما معنیش رو بلد نیستین ضمن اینکه من بدون دعوت جایی نمیرم

واقعا برای این رفتارتون متاسفم

لال شده بود فقط منو نگاه میکرد سری تکون دادم و از دفترش اومدم بیرون

وقتی میرفتم بالا پیش آقای ه بند بند وجودم میلرزید و کم مونده بود بزنم زیر گریه

در حالی که صدام میلرزید گفتم مگه این آقای احمق خودش نگفته بود من بیام

آقای ه که دوست سی ساله اش بود سر تکون داد که چرا

گفتم واقعا که بی شخصیته حیف از شما که دوست ایشونید

خوب لطفا چک طلب منو بدین گفت فردا ازش میگیرم

و فردا پشت فردا تا ۲۰ روز بعد

ادامه دارد...

البته همون شب ۱۰ تا تماس از شرکت گرفته شد و من جواب ندادم

۲۰ روز بعد ممد پولمو آورد در خونه با یه برگه که من امضا کنم

حقوقم رو تا دهم حساب کرده بود اما میخواست امضا بگیره که تا یازدهم تسویه کردم

و تمام حقوق سنوات پاداش و ... رو گرفتم منم غیر از حقوق همه رو خط زدم

بیمه ام رو هم رد نکردند بیمه ای که از روز اول شرط بود که جای بخشی از حقوق بدن

زنگ زدم به آقای ه گفتم با رفتاری که اون داره غیر از اینم ازش انتظار نمیرفت

گفت اون روز چند بار تماس گرفته

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody