برای هميشه

برای هميشه

خاطرات من از شروع زندگی متاهلی

سلام به همه دوستای با معرفتم

از این همه لطفی که همه داشتین بی نهایت ممنونم

همچنان اینترنتم قاطه و خیلی سخت صفحه باز میکنه

دارم میرم تهران بدرقه دایی چقدر زود گذشت

و چقدر بش عادت کرده بودم از بس صمیمی و با محبته

حیفم اومد دو سه روز آخر رو تو جمع خونواده خودم تو تهرون از دست بدم

مرخصی نداشتم واسه همین مدیر عامل عزیزم گفت مرخصی میدم به شرطی که

امروز ناهار بچه های شرکت رو مهمون کنی منم اطاعت کردم

البته هیچکس نمیدونه که میرم میخوام چند ساعت بعد از اونا حرکت کنم

دایی جون فکر کرده فقط خودش بلده سورپرایز کنه

سرویس اینترنت تا آخر اون هفته عوض میشه

امیدوارم ٣شنبه که برمیگردم بتونم محبتاتونو جبران کنم

دلم واسه تون تنگ شده دوستون دارم تا سه شنبه پایدار باشید و برقرار

نوشته شده در چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ توسط سالومه حرفهای دلت () |

Design By : Night Melody